×
×

تفکر سیستمی در صنعت ساختمان ؛ از جزءنگری به یکپارچگی

  • کد نوشته: 3747
  • ۲۱ دی ۱۴۰۴
  • 1 بازدید
  • ۰
  • تفکر سیستمی در صنعت ساختمان ؛ از جزءنگری به یکپارچگی مقدمه صنعت ساختمان یکی از موتورهای اصلی اقتصاد ملی و بستری برای تحقق توسعه پایدار در هر کشور است. در ایران نیز این صنعت علاوه بر سهم اقتصادی، نقش اجتماعی و فرهنگی مهمی دارد. با این حال، بررسی مقالات اخیر فصلنامه توسعه صنعتی ساختمان نشان […]

    تفکر سیستمی  در صنعت ساختمان ؛  از جزءنگری به یکپارچگی
  • تفکر سیستمی در صنعت ساختمان ؛ از جزءنگری به یکپارچگی

    مقدمه
    صنعت ساختمان یکی از موتورهای اصلی اقتصاد ملی و بستری برای تحقق توسعه پایدار در هر کشور است. در ایران نیز این صنعت علاوه بر سهم اقتصادی، نقش اجتماعی و فرهنگی مهمی دارد. با این حال، بررسی مقالات اخیر فصلنامه توسعه صنعتی ساختمان نشان می‌دهد که اگرچه موضوعاتی ارزشمندی همچون BIM، پیش‌ساختگی، مهندسی ارزش، ابزارهای نوین مالی و الزامات مقرراتی به‌تفصیل مطرح شده‌اند، اما این مباحث به‌صورت جداگانه بررسی شده و هنوز ارتباط سیستمی میان آن‌ها برقرار نشده است. این پراکندگی موجب می‌شود که راه‌حل‌های ارائه‌شده مقطعی و ناکافی باشند. از این رو، برای عبور از وضعیت موجود نیازمند رویکردی هستیم که اجزاء پراکنده را در یک منظومه هماهنگ قرار دهد؛ تفکر سیستمی چنین قابلیتی دارد. این مقاله تلاش می‌کند صنعت ساختمان را نه به‌عنوان مجموعه‌ای از اجزاء منفصل، بلکه به‌عنوان سیستمی پویا و به‌هم‌پیوسته تحلیل کند.
    چارچوب نظری و مفهوم تفکر سیستمی
    پیش از ورود به بررسی مشکلات موجود، لازم است به چارچوب نظری بپردازیم. تفکر سیستمی رویکردی است که نخستین بار در آثار متفکرانی چون لودویگ فن برتالنفی (نظریه عمومی سیستم‌ها) و سپس در حوزه مدیریت توسط پیتر سنگه در کتاب «پنجمین فرمان» معرفی شد. اصل بنیادین آن این است که اجزاء یک سیستم تنها در ارتباط با یکدیگر معنا پیدا می‌کنند و تصمیم‌ها باید در چارچوب کلان و چرخه بازخوردی تحلیل شوند. در صنایع پیچیده مانند انرژی، حمل‌ونقل و سلامت، به‌کارگیری این رویکرد موجب کاهش هزینه‌ها و افزایش تاب‌آوری شده است. صنعت ساختمان نیز به دلیل تنوع بازیگران، حجم سرمایه‌گذاری و پیامدهای اجتماعی، یکی از بسترهای مناسب برای به‌کارگیری تفکر سیستمی است. همین چارچوب نظری مبنای بررسی چالش‌های موجود در ایران خواهد بود.

    چالش موجود: جزیره‌ ای بودن صنعت ساختمان

    با توجه به چارچوب نظری، می‌توان دریافت که صنعت ساختمان ایران از نگاه سیستمی فاصله دارد. این صنعت با مشکلات مزمنی مواجه است که ریشه در نگاه بخشی و فقدان مدیریت یکپارچه دارد:
    گسست نهادی و مدیریتی: طراحی، اجرا، بهره‌برداری و بازآفرینی در اختیار نهادهای مختلف است و هماهنگی کافی میان آن‌ها وجود ندارد.
    مقررات پراکنده و متعارض: مقررات ملی ساختمان، دستورالعمل مهندسی ارزش و سایر آیین‌نامه‌ها اغلب هم‌پوشانی یا تناقض دارند و رویکرد سیستمی در آن‌ها مغفول است.
    ضعف در پیوند فناوری و سیاست‌گذاری: پروژه‌های ملی همچون مسکن مهر یا نهضت ملی مسکن نشان داده‌اند که حتی با وجود ظرفیت فنی و مالی، نبود یک نگاه کل‌نگر موجب تکرار هزینه‌ها و نارضایتی عمومی شده است.
    نگاه کوتاه‌مدت: بیشتر پروژه‌ها بر اتمام سریع یا کاهش هزینه تمرکز دارند و به چرخه عمر ساختمان و پیامدهای بلندمدت آن توجه نمی‌شود.
    به‌عنوان نمونه، مطالعات بین‌المللی نشان می‌دهد که نخاله‌های ساخت‌وساز و تخریب بین ۳۰ تا ۴۰ درصد کل پسماند جامد را تشکیل می‌دهند؛ برای مثال، در اتحادیه اروپا سهم آن ۳۶ درصد گزارش شده است. این حجم بالای پسماند نشان‌دهنده ضعف در طراحی چرخه‌ای و نبود استراتژی بازآفرینی در صنعت ساختمان است. بنابراین ضرورت دارد صنعت ساختمان به‌صورت چرخه‌ای و بازخوردی تحلیل شود.

    چرخه سیستمی در صنعت ساختمان

    برای عبور از وضعیت جزیره‌ای، باید صنعت ساختمان را به‌جای یک خط تولید خطی، به‌صورت یک چرخه بازخوردی پویا دید که مراحل مختلف آن بر یکدیگر اثر می‌گذارند:
    ۱. طراحی معماری و مهندسی: تصمیم‌های کلیدی درباره کارایی انرژی، انتخاب مصالح و کیفیت زیست‌محیطی گرفته می‌شود. کیفیت این مرحله بر هزینه‌های نگهداری و بهره‌برداری در آینده اثر مستقیم دارد.
    ۲. تولید مصالح و تجهیزات: پیوند میان صنعت ساخت مصالح، تأمین مالی و بازار مصرف. عدم هماهنگی این حلقه موجب افزایش هزینه یا کمبود مصالح در پروژه‌های ملی می‌شود.
    ۳. ساخت و اجرا: فناوری‌های نوین مانند پیش‌ساختگی یا رباتیک می‌توانند کیفیت و سرعت را افزایش دهند، اما تنها در صورتی که با طراحی و تأمین مالی یکپارچه باشند.
    ۴. بهره‌برداری و نگهداری: کیفیت اولیه ساخت و طراحی هزینه‌های بلندمدت و رضایت کاربران را تعیین می‌کند. مشکلات بهره‌برداری باید به طراحی‌های بعدی بازخورد داده شود.
    ۵. بازآفرینی و بازیافت: آخرین حلقه چرخه که به اقتصاد دایره‌ای و کاهش ضایعات پیوند می‌خورد و تجربه آن می‌تواند مبنای طراحی نسل جدید پروژه‌ها قرار گیرد.
    این چرخه در واقع حلقه اتصال میان مشکلات موجود و ابزارهای یکپارچه‌سازی است که در بخش بعدی به آن‌ها پرداخته می‌شود.

    صنعتی‌ سازی و پیش‌ ساختگی ؛ تمایز مفهومی

    پس از تحلیل چرخه سیستمی، ضروری است تفاوت مفهومی میان صنعتی‌سازی و پیش‌ساختگی روشن شود. در ادبیات جهانی:
    صنعتی‌سازی: رویکرد کلان برای اعمال اصول تولید صنعتی در کل چرخه ساختمان، شامل مدولارسازی، رباتیک، چاپ سه‌بعدی، BIM و اقتصاد دایره‌ای.
    پیش‌ساختگی: تنها یکی از روش‌های صنعتی‌سازی است که به تولید قطعات یا اجزاء در کارخانه و نصب آن‌ها در محل پروژه می‌پردازد.
    در ایران صنعتی‌سازی اغلب با پیش‌ساختگی مساوی گرفته می‌شود که باعث محدود شدن دیدگاه‌ها و انحراف سیاست‌گذاری می‌شود. روشن شدن این تمایز به خواننده کمک می‌کند تا ابزارها و فناوری‌ها را در چارچوب سیستم کلان درک کند.

    ابزار های یکپارچه‌سازی

    برای تحقق چرخه سیستمی در عمل، نیازمند ابزارهایی هستیم که بتوانند اجزاء را به یکدیگر پیوند دهند:
    ۱. BIM و Digital Twin : این فناوری‌ها امکان تبادل داده میان طراح، مجری، بهره‌بردار و سرمایه‌گذار را فراهم می‌سازند و شفافیت را در کل چرخه افزایش می‌دهند. تجربه کشورهای اسکاندیناوی نشان می‌دهد که BIM نه یک نرم‌افزار، بلکه بستر یکپارچگی داده‌هاست. در ایران، عدم وجود استاندارد ملی و آموزش ناکافی موجب شده است که استفاده از BIM هنوز پراکنده و محدود باشد.
    ۲. مدولارسازی و پیش‌ساختگی: اگر در چارچوب سیستمی دیده شوند، مدولارسازی می‌تواند همزمان سرعت، کیفیت و پایداری را ارتقا دهد. استفاده جزیره‌ای از آن تنها به کاهش زمان ساخت منجر می‌شود.
    ۳. ابزارهای مالی و حقوقی: پیوند ابزارهایی مانند اوراق ساخت، قراردادهای EPC یا مدل‌های PPP با طراحی و اجرا، امکان تأمین مالی پایدار و توزیع منصفانه ریسک را فراهم می‌کند. در غیاب این پیوند، پروژه‌ها یا نیمه‌تمام می‌مانند یا کیفیت آن‌ها قربانی محدودیت منابع می‌شود.
    ۴. مدل‌سازی پویایی سیستم‌ها (System Dynamics): ابزاری تحلیلی برای شبیه‌سازی روابط پیچیده میان هزینه، کیفیت، زمان و انرژی. این مدل می‌تواند سناریوهای مختلف سیاست‌گذاری را قبل از اجرا ارزیابی کند.
    پس از شناخت ابزارها، بررسی تجربه‌های جهانی می‌تواند راهنمایی برای بومی‌سازی آن‌ها در ایران باشد.

    تجربه‌ های جهانی و درس‌ های کاربردی

    مطالعه کشورهای مختلف نشان می‌دهد که موفقیت در صنعتی‌سازی و یکپارچه‌سازی ساختمان تنها زمانی پایدار است که در چارچوب سیستمی رخ دهد:
    کشورهای اسکاندیناوی: با تلفیق سیاست‌های محیط‌زیستی، BIM و مدیریت چرخه عمر توانسته‌اند هزینه‌های انرژی ساختمان را تا ۴۰٪ کاهش دهند.
    ژاپن: پیش‌ساختگی را در قالب یک مدل سیستمی توسعه داده است؛ از کارخانه تولید تا لجستیک و نصب در سایت، همه حلقه‌ها با یک زنجیره داده و مالی هماهنگ می‌شوند. نتیجه، کاهش بیش از ۳۰٪ زمان تحویل پروژه‌هاست.
    کره‌جنوبی: سیاست‌گذاری دولتی را با همکاری دانشگاه، بخش خصوصی و نهادهای اجرایی در یک ساختار مشترک پیاده کرده است. این هم‌افزایی، بومی‌سازی فناوری‌های خارجی را تسهیل کرده است.
    ترکیه: تجربه بازسازی پس از زلزله‌های اخیر نشان داد که بدون هماهنگی نهادی و استانداردسازی مصالح، سرمایه‌گذاری‌های عظیم نیز به نتیجه پایدار نمی‌رسند.
    درس اصلی برای ایران این است که فناوری یا سرمایه‌گذاری بدون چارچوب سیستمی اثرگذاری پایدار ندارد و تجربه‌های موفق جهانی تنها زمانی قابل انتقال هستند که ساختار نهادی و مدیریتی نیز تغییر کند. این درس‌ها مسیر ارائه پیشنهادات برای ایران را روشن می‌کنند.

    پیشنهادات برای ایران

    با توجه به چارچوب نظری، چالش‌های موجود و تجربه‌های جهانی، پیشنهادات زیر برای ایران قابل ارائه است:
    ۱. ایجاد مدل مرجع یکپارچه ساختمان: چارچوبی ملی با محوریت وزارت راه‌وشهرسازی و همکاری سازمان برنامه‌وبودجه، سازمان نظام‌مهندسی و بخش خصوصی.
    ۲. توسعه نهادهای هماهنگ‌کننده بین‌بخشی: کمیته‌های تخصصی برای اتصال ذی‌نفعان (دولت، بخش خصوصی، مراکز تحقیقاتی، دانشگاه، مردم) و تصمیم‌گیری مشترک.
    ۳. استقرار ارزیابی چرخه عمر (LCA) : گنجاندن الزامات LCA در مقررات ملی ساختمان همراه با مشوق‌های مالیاتی برای پروژه‌های پایبند.
    ۴. بازنگری در آموزش مهندسی و معماری: افزودن دروس میان‌رشته‌ای (اقتصاد، حقوق، محیط‌زیست) با محوریت تفکر سیستمی.
    ۵. ایجاد پایگاه داده ملی پروژه‌های ساختمانی: الزام پیمانکاران به بارگذاری داده‌های طراحی، ساخت و بهره‌برداری برای جلوگیری از تکرار خطاها.
    ۶. نقشه راه اجرایی سه‌مرحله‌ای:
    کوتاه‌مدت: استانداردسازی BIM و تدوین پایگاه داده ملی.
    میان‌مدت: اصلاح مقررات ملی ساختمان با رویکرد سیستمی.
    بلندمدت: استقرار کامل مدل چرخه‌ای و اقتصاد دایره‌ای در صنعت ساختمان.

    جمع‌بندی

    صنعت ساختمان ایران در مرحله‌ای حساس قرار دارد؛ مرحله‌ای که تداوم تصمیم‌گیری‌های جزیره‌ای تنها به اتلاف منابع و عقب‌ماندگی بیشتر منجر خواهد شد. تفکر سیستمی این امکان را فراهم می‌کند که روابط پنهان میان اجزاء آشکار شود و صنعت ساختمان به یک اکوسیستم پویا تبدیل گردد. تحقق این تحول نیازمند:
    همکاری نهادهای دولتی، بخش خصوصی و دانشگاه‌ها در یک چارچوب مشترک،
    تغییر در نظام مقررات ملی،
    و تربیت نسل جدیدی از متخصصان با نگاه میان‌رشته‌ای است.
    بدین ترتیب، در این مقاله تلاش شد با ارائه چارچوب نظری، تحلیل چالش‌ها، معرفی چرخه سیستمی، ابزارهای یکپارچه‌سازی، بررسی تجربه‌های جهانی و ارائه پیشنهادات عملی، روایتی منسجم از مسیر گذار صنعت ساختمان ایران از جزءنگری به یکپارچگی ارائه گردد. آینده این صنعت نه در جزءنگری، بلکه در نگاه سیستمی رقم خواهد خورد؛ مسیری که اگرچه دشوار و پرچالش است، اما می‌تواند چشم‌انداز نوینی از توسعه پایدار، بهره‌وری اقتصادی و ارتقای کیفیت زندگی شهری را در کشور ترسیم کند.

     

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *