نبض نیوز: فضاهای زیرزمینی در بسیاری از شهرهای جهان بخشی از برنامهریزی برای روزهای بحراناند؛ فضاهایی که در شرایط عادی کارکردهای شهری خود را دارند و در زمان جنگ یا حوادث بزرگ میتوانند به پناهگاه و بخشی از شبکه امداد تبدیل شوند. ایران نیز سابقه طولانی استفاده از زیرزمین برای حفاظت و تداوم زندگی دارد، اما این ظرفیت در طراحی زیرساختهای شهری جدید کمتر مورد توجه قرار گرفته است. محمد خسروتاش، رئیس هیأتمدیره انجمن تونل ایران، در همایش تخصصی «افزایش تابآوری شهری با استفاده از ظرفیتهای مترو» گفت ایران شاید ۵۰ سال دیرتر از آنچه باید به این موضوع بازگشته باشد، اما جنگ اخیر دوباره اهمیت فضاهای زیرزمینی را به تصمیمگیران یادآوری کرده است. به گفته وی، مترو و دیگر فضاهای زیرسطحی میتوانند بخشی از زیرساخت تابآوری شهر باشند، به شرط آنکه این کارکرد از مرحله طراحی در نظر گرفته شود.
به گزارش نبض نیوز به نقل از روابط عمومی انجمن سازندگان و پیمانکاران مترو استان تهران؛ خسروتاش در همایش تخصصی «افزایش تابآوری شهری با استفاده از ظرفیتهای مترو» گفت فضاهای زیرزمینی، با وجود پیچیدگی و هزینه بالای ساخت، از پایدارترین سازهها در برابر بسیاری از بحرانها هستند و میتوانند در زمان جنگ، زلزله و دیگر حوادث نقش مهمی در حفاظت از شهروندان و تداوم فعالیتهای شهری داشته باشند. البته به گفته او، در برابر سیلاب باید ملاحظات متفاوتی در طراحی این فضاها در نظر گرفته شود.
وی با اشاره به پیشینه ایران گفت استفاده از زیرزمین برای تأمین امنیت و ادامه زندگی سابقهای طولانی در کشور دارد؛ از قناتها و آبانبارها و یخچالها گرفته تا سردابهها، حوضخانهها و سکونتگاههای زیرزمینی. شهر زیرزمینی نوشآباد در کاشان یکی از نمونههایی است که به گفته خسروتاش، با ساختاری چندلایه و شبکهای از فضاهای بههمپیوسته برای حفاظت در برابر تهدیدها شکل گرفته بود. در چنین ساختارهایی، اگر بخشی از مجموعه آسیب میدید، قسمتهای دیگر همچنان امکان ادامه فعالیت داشتند. وی به نمونههایی در اطراف همدان و ملایر نیز اشاره کرد که در آنها دسترسی، تأمین آب، انرژی، تهویه و حتی مسیرهای خروج و دیدهبانی در ساختار زیرزمینی پیشبینی شده بود. از نظر خسروتاش، این تجربه تاریخی نشان میدهد استفاده از زیرزمین برای بقا و حفاظت، موضوع تازهای برای ایران نیست و بخشی از دانش تاریخی کشور محسوب میشود.
تجربهای که دوباره در جهان جدی شده است
رئیس هیأتمدیره انجمن تونل ایران در ادامه به تجربه کشورهای مختلف در استفاده چندمنظوره از فضاهای زیرزمینی پرداخت. به گفته او، هلسینکی در فنلاند یکی از نمونههای قابل توجه در این زمینه است؛ شهری که فضاهای زیرزمینی متعددی در آن در شرایط عادی برای فعالیتهای شهری مورد استفاده قرار میگیرند و در شرایط بحران میتوانند کارکرد دفاعی و پناهگاهی پیدا کنند.
در این شهر، استادیوم، استخر و برخی فضاهای خدماتی در زیرزمین ساخته شدهاند و بخشی از شبکه تونلها و تأسیسات نیز کارکردهای چندگانه دارند. خسروتاش گفت در چنین الگوهایی، تغییر کاربری فضا از استفاده عادی به کارکرد دفاعی و پناهگاهی در مدت کوتاهی پیشبینی شده است.
وی سنگاپور را نمونه دیگری دانست که در طراحی لایههای زیرزمینی، عمق، نوع خاک، تأسیسات و کاربریهای مختلف را به صورت یک شبکه به هم پیوسته مورد توجه قرار داده است. به گفته خسروتاش، در بخشهایی از این زیرساختها، مخازن بزرگ آب، سوخت و سایر منابع در عمق زمین قرار گرفتهاند. استکهلم نیز از دیگر نمونههایی بود که او به آن اشاره کرد؛ شهری که در طراحی فضاهای زیرزمینی خود موضوعاتی مانند دفاع، حملات نظامی، تصفیه هوا، تهویه، ارتباطات و حتی استفاده از پارکینگها در شرایط بحران را در نظر گرفته است.
به گفته خسروتاش، جنگ اوکراین نیز استفاده از مترو و فضاهای زیرزمینی بهعنوان پناهگاه را به شکل گستردهای به آزمون گذاشته است. در سال ۲۰۲۳، حدود ۴۶ ایستگاه مترو در اوکراین بهعنوان پناهگاه مورد استفاده قرار گرفتند و حدود ۴۵۰ هزار نفر در آنها اسکان داده شدند. در خارکیف نیز مردم برای چند روز در فضاهای زیرزمینی و حتی قطارهای مترو زندگی کردند و امکاناتی مانند محل استقرار، اینترنت، غذا و کلاسهای آموزشی برای آنها فراهم شد.
مترو را نمیتوان یکشبه پناهگاه کرد
خسروتاش در بخش دیگری از سخنان خود به وضعیت ایران پرداخت و گفت در طراحی بخش زیادی از زیرساختهای موجود، کارکرد پناهگاهی و دفاعی به شکل جدی پیشبینی نشده است. به گفته او، در جریان جنگ اخیر برخی ایستگاهها عملاً مورد استفاده مردم قرار گرفتند، اما این استفاده در بسیاری موارد از قبل در طراحی و برنامهریزی عمومی پیشبینی نشده بود.
وی تأکید کرد که قرار دادن پناهگاه در کنار کارکرد حملونقل، نیازمند طراحی دقیق است. اگر ایستگاه یا تونل برای مدتی طولانی به محل استقرار مردم تبدیل شود، باید بتواند پس از پایان بحران نیز در مدت کوتاهی به مأموریت اصلی خود، یعنی جابهجایی مسافر، بازگردد. از نگاه خسروتاش، برنامهریزی برای تابآوری مترو باید دستکم چهار مرحله را پوشش دهد: ایمنی در برابر حادثه، تداوم عملکرد زیرساخت، حفاظت و فراگیری مردم و بازگشت سریع شهر به شرایط عادی.
وی گفت در این مسیر، صرفاً ساخت یک فضای مقاوم کافی نیست. باید مشخص باشد جمعیت چگونه وارد آن میشود، چگونه از آن خارج خواهد شد و در صورت حضور هزاران نفر، مدیریت تردد چگونه انجام میشود. به گفته او، مدلسازیهایی که در برخی ایستگاههای مترو انجام شده نشان میدهد حتی در شرایط عادی، ورود و خروج حجم بالای جمعیت در بعضی نقاط میتواند مشکلساز باشد؛ بنابراین در شرایط اضطراری، این موضوع به مراتب جدیتر خواهد شد.
از برق و تهویه تا مسیر بیمارستان
یکی از نخستین الزامات از نظر خسروتاش، تأمین انرژی پایدار است. مترو در شرایط بحران نمیتواند به شبکهای وابسته باشد که خود ممکن است دچار اختلال شده باشد. مدیریت مصرف، تأمین برق اضطراری و بهرهبرداری هوشمند از انرژی باید در طراحی دیده شود.
تهویه اضطراری و کنترل دود نیز از موضوعات مهم دیگر است. به گفته او، سیستمهای تهویهای که برای بهرهبرداری عادی طراحی شدهاند، الزاماً پاسخگوی حضور طولانیمدت مردم در شرایط بحران نیستند. در صورت وقوع حمله شیمیایی یا آلودگی در سطح شهر نیز باید مشخص باشد سیستم تهویه چگونه عمل میکند و چگونه میتوان از ورود گازها و مواد آلاینده به فضای زیرزمینی جلوگیری کرد. آببندی در برابر مواد شیمیایی و جنگی، مدیریت سیلاب و حفاظت در برابر آتش نیز از دیگر الزامات مطرحشده از سوی خسروتاش بود.
وی همچنین بر ضرورت ایجاد ارتباط میان فضاهای زیرزمینی و مراکز امدادی تأکید کرد. از نظر او، اگر قرار است مردم در زیرزمین پناه بگیرند، دسترسی به بیمارستان، آتشنشانی و مراکز امدادی نیز باید تضمین شود. حتی میتوان در برخی نقاط، تونلهای کوچکمقطع اضطراری میان ایستگاهها و مراکز مهم شهری ایجاد کرد تا در شرایط بحران، ارتباط شبکه زیرزمینی با خدمات حیاتی قطع نشود.
تأمین آب، غذا و خدمات بهداشتی، ساماندهی جمعیت و کنترل دسترسی نیز بخش دیگری از این زنجیره است. خسروتاش معتقد است در شرایطی که حجم زیادی از مردم وارد یک فضای زیرزمینی میشوند، باید مشخص باشد چه کسانی وارد میشوند و دسترسی نیروهای امدادی، آتشنشانی و سایر گروههای خدماتی چگونه کنترل خواهد شد.
زیرزمین هوشمند
خسروتاش در پایان، هوشمندسازی را حلقه اتصال این الزامات دانست. به گفته او، انرژی، تهویه، کنترل دود، اطفای حریق، تردد، ارتباطات، امنیت و خدمات امدادی نمیتوانند به صورت جزیرهای مدیریت شوند و در نهایت به یک سیستم هوشمند نیاز دارند که بتواند وضعیت بخشهای مختلف شبکه را پایش و در شرایط بحران آنها را هدایت کند. وی تأکید کرد که بخشی از زیرساختهای موجود شاید همین امروز نیز قابلیت استفاده در چنین سناریوهایی را داشته باشند، اما ابتدا باید ارزیابی شوند تا مشخص شود کدام بخشها قابل استفادهاند و کدام بخشها به اصلاح یا مقاومسازی نیاز دارند.
از نظر خسروتاش، جنگ اخیر اگرچه ضرورت توجه به فضاهای زیرزمینی را با تأخیر به ایران یادآوری کرده، اما همین فرصت میتواند برای اصلاح مسیر آینده مورد استفاده قرار گیرد. به جای آنکه هر بار پس از وقوع بحران به فکر کارکرد جدید مترو و تونلها بیفتیم، باید از همین حالا این ظرفیتها را در طرحهای جدید شهری وارد کنیم؛ فضاهایی که در روزهای عادی بخشی از زندگی شهر باشند و در روزهای بحران، بتوانند بدون از کار انداختن مأموریت اصلی خود، نقش دیگری برای حفظ شهر ایفا کنند.
آرش نجفی در «ساختمان فردا» مطرح کرد: ساختمان باید از انرژی ارزش بگیرد










دیدگاهتان را بنویسید