×
×

مترو؛ از زیرساخت حمل و نقل تا دژ تاب‌آوری شهر

  • کد نوشته: 5211
  • ۳۱ شهریور ۱۴۰۵
  • ۰
  • نبض نیوز: در شهری که یک زلزله، جنگ یا بحران گسترده می‌تواند پل‌ها، بزرگراه‌ها و شریان‌های حیاتی سطحی را از مدار خارج کند، زیر زمین دیگر فقط مسیر عبور قطار نیست؛ می‌تواند به یکی از معدود مسیرهای باقی‌مانده برای تداوم زندگی شهری تبدیل شود. امیر آریازند، مدیرعامل مؤسسه املاک و مستغلات سازمان تأمین اجتماعی، در […]

    مترو؛ از زیرساخت حمل و نقل تا دژ تاب‌آوری شهر
  • نبض نیوز: در شهری که یک زلزله، جنگ یا بحران گسترده می‌تواند پل‌ها، بزرگراه‌ها و شریان‌های حیاتی سطحی را از مدار خارج کند، زیر زمین دیگر فقط مسیر عبور قطار نیست؛ می‌تواند به یکی از معدود مسیرهای باقی‌مانده برای تداوم زندگی شهری تبدیل شود. امیر آریازند، مدیرعامل مؤسسه املاک و مستغلات سازمان تأمین اجتماعی، در همایش تخصصی «افزایش تاب‌آوری شهری با استفاده از ظرفیت‌های مترو»، مترو را از همین زاویه بررسی کرد؛ زیرساختی که به اعتقاد وی باید از یک شبکه حمل‌ونقل به بخشی از دژ تاب‌آوری و زیرساخت بقای شهر تبدیل شود.

    به گزارش نبض نیوز به نقل از روابط عمومی انجمن سازندگان و پیمانکاران مترو استان تهران؛ آریازند با اشاره به مباحث مطرح‌شده در این همایش گفت آنچه امروز از مفهوم تاب‌آوری شهری مطرح می‌شود، مجموعه‌ای پیچیده از زیرساخت، مدیریت، کنترل، ایمنی، امنیت و مدیریت بحران است که قرار است بخشی از آن بر بستری زیرسطحی سامان پیدا کند. به گفته وی، موضوع فقط توسعه یک شبکه حمل‌ونقل نیست؛ بحث بر سر راهبرد بقای شهرها در دوره‌ای است که مفهوم امنیت نیز تغییر کرده است.

    وی تأکید کرد امنیت در دنیای امروز دیگر فقط در مرزهای فیزیکی خلاصه نمی‌شود و تاب‌آوری زیرساخت‌های حیاتی به یکی از پایه‌های امنیت شهر تبدیل شده است. اگر زیرساخت یک کلان‌شهر در برابر شوک‌های ناگهانی مانند جنگ، مخاطرات طبیعی، بحران انرژی یا تغییرات محیطی آسیب‌پذیر باشد، آن شهر با بنیانی ناپایدار مواجه است که اختلال در آن می‌تواند به بحران‌های اقتصادی و اجتماعی گسترده منجر شود.

     

    مترو؛ عمق دفاعی شهر

    آریازند در ادامه، مترو را از منظر پدافند غیرعامل مورد توجه قرار داد. به گفته وی، در ادبیات پدافند غیرعامل همواره ایجاد «عمق دفاعی» یکی از اصول اساسی بوده و مترو می‌تواند تجسم عینی این عمق در قلب یک کلان‌شهر باشد.

    شبکه‌ای از تونل‌ها و ایستگاه‌های زیرزمینی به‌طور طبیعی در برابر بخشی از تهدیدات سطحی مصونیت بیشتری دارد؛ از حملات هوایی و نظامی گرفته تا اختلالات ناشی از آسیب به برخی زیرساخت‌های سطح شهر. از همین رو، به اعتقاد آریازند، مترو تنها زیرساختی برای جابه‌جایی روزمره نیست و می‌تواند در شرایطی که ارتباطات و دسترسی‌های سطحی مختل شده‌اند، استمرار بخشی از حیات شهر را تضمین کند.

    وی برای توضیح این موضوع به تهران اشاره کرد: اگر زلزله‌ای گسترده رخ دهد و در پی آن پل‌ها، بزرگراه‌ها و دیگر شریان‌های سطحی از دسترس خارج شوند، بخش قابل‌توجهی از ارتباطات حیاتی شهر با اختلال مواجه خواهد شد. در چنین شرایطی، زیرساختی مانند مترو می‌تواند امکان انتقال نیروهای امدادی، تجهیزات پزشکی و اقلام ضروری را میان نقاط مختلف شهر فراهم کند. از این منظر، آریازند معتقد است باید نگاه به مترو از «حمل‌ونقل» فراتر برود و این شبکه به‌عنوان بخشی از زیرساخت راهبردی امنیت و تاب‌آوری شهر دیده شود.

    وی سه نقش اصلی برای مترو در شرایط بحران برشمرد: لجستیک و جابه‌جایی راهبردی، پناهگاه و حفاظت انسانی، و حفظ پایداری اقتصادی و اجتماعی.  در بخش نخست، مسئله به جابه‌جایی در شرایطی بازمی‌گردد که مسیرهای سطحی شهر دیگر کارایی عادی خود را ندارند. در بحران‌های شدید یا شرایط جنگی، جاده‌ها و مسیرهای سطحی می‌توانند به سرعت با ازدحام، تخریب یا انسداد مواجه شوند. مترو در چنین شرایطی، به دلیل کنترل‌پذیری بالاتر شبکه، می‌تواند مسیر انتقال نیروهای امدادی، تجهیزات پزشکی و اقلام ضروری باشد؛ آن هم بدون آنکه این جابه‌جایی به اندازه مسیرهای سطحی درگیر ترافیک بحران یا آسیب‌های محیطی شود.

    دومین کارکرد، به حفاظت از شهروندان مربوط است. آریازند با اشاره به مباحث مطرح‌شده در بخش‌های دیگر همایش گفت ایستگاه‌ها و تونل‌های مترو، با طراحی مناسب، می‌توانند در شرایط بحرانی بخشی از ظرفیت پناهگاهی شهر را تأمین کنند و جان تعداد زیادی از شهروندان را در برابر تهدیدات محیطی و نظامی حفظ کنند.

    سومین نقش نیز به اقتصاد و نظم اجتماعی بازمی‌گردد. بحران فقط زیرساخت‌ها را مختل نمی‌کند؛ توقف جابه‌جایی نیروی کار و دسترسی مردم به خدمات پایه می‌تواند اقتصاد شهر را نیز در همان روزهای نخست با شوک جدی مواجه کند. به گفته آریازند، حفظ حتی یک سطح حداقلی و پیوسته از جابه‌جایی از طریق مترو می‌تواند به جلوگیری از فروپاشی نظم اقتصادی و اجتماعی در دوران بحران کمک کند.

     

    چهار تغییر برای تبدیل ظرفیت مترو به تاب‌آوری

    آریازند در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد که ایجاد تاب‌آوری با صدور بیانیه یا تعریف الزامات کلی امکان‌پذیر نیست و باید برای تبدیل ظرفیت بالقوه مترو به یک توان واقعی، تغییراتی در طراحی، مدیریت، نیروی انسانی و انرژی شبکه ایجاد شود.

    نخستین تغییر، بازتعریف طراحی ایستگاه‌ها است. از نگاه وی، ایستگاه مترو نباید صرفاً برای ورود و خروج مسافر طراحی شود، بلکه باید بتواند در سناریوهای مختلف بحران نیز کارکرد داشته باشد. پیش‌بینی فضای مناسب برای ذخیره اقلام حیاتی مانند آب و دارو، ذخیره یا تأمین حامل‌های انرژی و همچنین سیستم‌های مستقل تهویه و تصفیه هوا برای شرایط آلودگی و حتی حملات شیمیایی، بخشی از این بازتعریف است.

    دومین محور، یکپارچگی هوشمند مدیریت مترو است. آریازند معتقد است شبکه مترو نباید در زمان بحران به‌صورت جزیره‌ای مدیریت شود و سیستم کنترل آن باید با اتاق کنترل و مراکز فرماندهی مدیریت بحران شهر و کشور هماهنگ باشد. این یکپارچگی نیازمند شبکه‌های اطلاعاتی امن و یکپارچه است تا در لحظه وقوع بحران، اطلاعات لازم در اختیار مراکز تصمیم‌گیری قرار گیرد.

    وی در همین زمینه بر ضرورت استفاده از سامانه‌های دیجیتال و حسگرهای هوشمند تأکید کرد؛ سامانه‌هایی که بتوانند در زمان بحران مسیرهای امن را شناسایی کنند، اطلاعات لازم را به مردم و نیروهای امدادی برسانند، مسیرهای قابل استفاده را باز نگه دارند و جریان جمعیت را به شکل هوشمند مدیریت کنند.

    سومین محور به سرمایه انسانی مربوط است. به گفته آریازند، حتی پیشرفته‌ترین تجهیزات بدون نیروی انسانی آموزش‌دیده نمی‌توانند در روز بحران کارکرد مورد انتظار را داشته باشند. از همین رو، به‌روزرسانی مهارت‌های نیروهای مترو و برگزاری مانورهای مشترک میان مترو، آتش‌نشانی، امدادگران و دیگر نیروهای درگیر در مدیریت بحران ضروری است. وی تأکید کرد که تاب‌آوری فقط در تجهیزات و سازه‌ها خلاصه نمی‌شود و نیروی انسانی آموزش‌دیده بخش مهمی از این ظرفیت است. به تعبیر او، «تاب‌آوری در عضله‌های آموزش‌دیده نهفته است، نه در آهن سرد ریل‌ها».

    چهارمین محور نیز استقلال انرژی و منابع بود. آریازند معتقد است مترو باید در طراحی خود امکان ادامه فعالیت در شرایط قطع شبکه‌های عمومی را داشته باشد؛ از طریق ذخیره انرژی و منابع آب و دیگر زیرساخت‌های پشتیبان، به‌گونه‌ای که حتی در صورت از کار افتادن شبکه‌های عمومی، فعالیت‌های حیاتی مترو برای مدت مشخصی ادامه پیدا کند.

    آریازند در پایان تأکید کرد که مسئولیت مدیریت این زیرساخت‌ها، در واقع مدیریت امنیت سرمایه‌های انسانی و ملی نیز هست. از نگاه او، مترو دیگر صرفاً سازه‌ای خطی از بتن و فلز در زیر زمین نیست، بلکه «شاهرگ حیات پنهان شهر» است؛ زیرساختی که اگر امروز با نگاهی فراتر از حمل‌ونقل برای آن سرمایه‌گذاری شود، می‌تواند در سخت‌ترین شرایط بخشی از توان شهر برای حفظ نظم، امنیت و تداوم زندگی را فراهم کند. وی بر ضرورت شکل‌گیری یک «دکترین تاب‌آوری» برای شهر تأکید کرد؛ دکترینی که مترو را نه فقط برای روزهای عادی، بلکه برای روزهایی آماده کند که شهر با شدیدترین بحران‌ها و اختلال‌ها مواجه است.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *