به گزارش نبض نیوز؛ علی زهره وند در مطلبی نوشت: باز هم همان حکایت تکراری؛ نه فقط برای یک صنف خاص، بلکه برای تمام بدنه کسبوکارهای ایران.
کوچ اجباری میلیونها کاربر به پیامرسانهای داخلی و فرار دستهجمعی آنها به محض وصل شدن اینترنت جهانی. نتیجه این بازی؟ هدررفت سنگین سرمایهها و دود شدن ماهها تلاش برای برندینگ و جذب مشتری.
در روزهایی که دسترسی به شبکه جهانی قطع بود، حجم عظیمی از کاربران، از مردم عادی تا صاحبان کسبوکارهای بزرگ و کوچک، به ناچار وارد پیامرسانهای داخلی شدند. در ذات این کوچ، نیاز به پایداری بود، اما مسئله اصلی اینجاست: چرا به محضِ باز شدن اینترنت، نه تنها کسی به پلتفرمهای داخلی وفادار نماند، بلکه همه با شتاب از آنها فرار کردند؟
مشکل پلتفرمهای داخلی، نه رقیب خارجی بلکه ناتوانی در جذب و نگهداشت کاربر
این وضعیت برای همه کسبوکارهای خرد و کلان، یک شکست استراتژیک بود؛ اما در صنعت ساختمان، این آسیب ابعاد عمیقتری داشت. تولیدکنندگان مصالح، شرکتهای ساختمانی، تشکل های صنفی و آژانسهای تبلیغاتیِ حوزه ساختمان که ماهها زمان و هزینه صرف کرده بودند تا در بسترهای داخلی شبکه توزیع خود را مدیریت کنند، کاتالوگهای فنیشان را به اشتراک بگذارند و با کارفرمایان و مهندسان ارتباط بگیرند، با اولین تغییر شرایط دیدند که تمام سرمایهگذاریشان روی هواست. آنها برای دیدهشدن، به اجبار و در فضای بسته اینترنت بین الملل، تمام تخممرغهایشان را در سبدِ پلتفرم داخلی گذاشته بودند که از اساس، ظرفیتِ میزبانیِ حرفهای را نداشت.
در این میان، پلتفرمهای داخلی به جای «ارزانتر کردن خدمات» و کمک به رشد کسبوکارهای کوچک برای افزایش سهم بازار، دقیقاً برعکس عمل کردند. آنها با گرانتر کردن هزینههای تبلیغات، انگار میدانستند که فرصتشان برای درآمدزایی بسیار کوتاه است؛ بنابراین سعی کردند هزینه تمامِ تصمیماتِ استراتژیک غلط خود را از جیب همین کسبوکارهای متضرر تأمین کنند.
از آن طرف، «سوپراپلیکیشنهایی» که میخواهند همه چیز باشند؛ هم پیامرسان، هم فروشگاه، هم بانک و هم رسانه، در عمل به «هیچکدام» تبدیل شدند. وقتی نمیدانی مخاطب دقیقاً برای چه مزیتی باید تو را انتخاب کند، عملا هیچ مزیت روشنی نداری. خروجیشان شبیه به ساختمانی است که نقشهاش را همزمان ۱۰ مهندس با تخصصهای متضاد کشیدهاند؛ همه چیز هست، جز یک ابزارِ کارآمد و یک ساختمان کاربرپسند .نتیجه این «همه چیز بودنِ بیکیفیت»، سردرگمیِ کسبوکارهایی است که ابزارِ کارشان را در بستری ریختهاند که نه تخصصی است و نه پایدار.
توسعه بازار با اجبار اتفاق نمیافتد و اعتماد با رانت ساخته نمیشود
اگر قرار است یک محصول داخلی موفق شود، باید آنقدر خوب باشد که مردم خودشان انتخابش کنند؛ نه آنقدر رانتی و اجبار مردم مجبور به استفاده شوند.
تفاوت نگاه بلندمدت پلتفرمهای جهانی که در آن هر محتوایی به یک مرجع تبدیل میشود، با نگاهِ کوتاه بین پلتفرمهای داخلی که فقط به فکر نگهداشت اجباریِ کاربر هستند، دلیل اصلی عدم اعتماد است. به همه این گرفتاریها، محدودیتهای فنی و رابط کاربری ضعیف را هم اضافه کنید که عملا ابزارِ فروش را به یک تابلوی اعلاناتِ بیرونق تبدیل کرده است.
این متن، تجربه زیسته تمام کسبوکارهای ایران است؛ از آن فروشنده پوشاک که مشتریاش را در پلتفرم داخلی گم کرد، تا آن تولیدکننده مصالح ساختمانی که برای تبلیغاتش هزینه کرد، اما نتیجه پایداری نگرفت.
توسعهبازار یک نگاه استراتژیکِ بلندمدت است؛ نگاهی که میداند برای پیروزی، باید «سازه» را بر پایه اعتمادِ مخاطب بنا کرد، نه بر پایه محدودیتِ رقیب.
قافیهای که اینبار هم پلتفرمهای باختند، نه فقط به خاطر قطع اینترنت، که به خاطر نبود «کیفیت» و «استراتژی» در بسترهای داخلی بود که حالا همه برای خروج از آن، لحظهشماری میکنند.

کف واقعی هزینه ساخت در تهران زیر ۵۰ میلیون تومان نیست










دیدگاهتان را بنویسید